مرگ ناگهانی پدرم

آذر ماه ،مرگ ناگهانی پدرم زندگیمان را متوقف کرد .چند هفته میگذرد ولی هنوز باور نکرده ایم که او...

این غزل بی هیچ خط خوردگی و اصلاح تنها متاثر از حال و احوال معلقم است در مرگ ناباورانه ی پدرم . شاید بعدها شعری شد و نفسی...

بی شک نگاه گرم شما مرا آرام میکند.

تو که یکهو گذاشتی رفتی ،بی خبر /سرد/بی حساب و کتاب

مادرم چای سبز دم میکرد که بیارد برات قبل از خواب

نه!نمیگویم از تو خالی شد خانه می خواهد از تو پر بکند

خاطرات تو را برای ابد ، عکس های تو را برای قاب

گاهی انگار یادمان هم نیست که کسی بوده حال اما نیست

سر سفره انیس میچیند باز هم  مثل قبل شش بشقاب

ها! همین دیشب از از صدای کلید ممّد از دور گفت :دایی است !

جای تو تا علی رضا را دید رفت تپ کرد پیش عمه رباب

بگذریم از خودت بگو بابا ! فکر کردی که من نمیدانم

با نمک می خوری غذایت را سکته هم که تو را نکرد مجاب

من دلم خون... خودت که میبینی ! عصبانی؟همیشه نه! اما

متوجه نمیشوم گاهی زندگی چشمه است یا که سراب

اخم کن! خنده ات نمیخواهد از تو این شعر را تمام کنم

مثل آنوقت ها بگو :دختر! جای این کارها بگیر بخواب!

/ 27 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد حسین بهرامیان

سلام....مصيبت وارده را حضور شما و خانواده محترمتان تسليت عرض می نمایم.....مرا در غم خود شريک بدانيد....باسپاس و احترام....بهراميان

محمد حسین بهرامیان

سلام...ممنون که مرا قابل دانستيد و به وبلاگ خودتان سر زديد.....اميد که اين همدلی به لطف و ياری شما تداوم يابد.....از لطف شما بی نهايت سپاسگزارم....عزيز باشيد

هارون راعون

سلام عزيز! خيلی از اين صحيفه خوشم آمد. سبز باشی و سير الهام. قربانت

وحید نجفی

سلام دوست عزيز... من به روزم با يه غزل روانی ..روانی ...روانی ...روانی.. در ضمن مطالعه و شعر گفتن ... و گاهی هم همينطوری به روز کردن اتاق تنهايت ميتونه آرام بخش تر از مسکن هايی باشه که اين روزها خوردنشون عاديه عادی شده ... سلام يعنی خداحافظ

وحید نجفی

سلام دوست عزيز .... اميدوارم حالتون خوب باشه به هر حال قرار بر اين هست که شعربعدی تون رو نقد کنيم نه اين شعر و . ولی غرض از مزاحمت ..به روز هستم ...سلام يعنی خداحافظ

سارا

سلام میدونم برای تسلیت گفتن خیلی دیره پس تولد دوباره پدرت مبارک

خاطره

بسیار وب لاگ زیبایی دارین و قلم خوبی!و خیلی با احساس می نویسید.موفق باشید[گل][قلب]ای عزیز گل ریز عشق یعنی همه حیز......[گل]

ویدا

سلام عزیز!از صمیم قلب بهت تسلیت میگم....[گل]ولی امیدتو از دست نده .خیلی قشنگ مینویسی. حسرت...! و شاید فردایم... ویلان تر از دیروز غمگین تر از امروز و تنها تر از همیشه نمیدانم...(!) به کجا باید رفت به که باید دل بست آیا...(!) به زمینی که پر از خار است(؟) به دیاری که پر از دیوار است(؟) یا به آسمانی که خیلی دور است اگه بهم سر بزنی خوشحال میشم[گل]

charm club

سلام خانم شريف نژاد! غم تلخي ست ... ما را هم در غم خود شريك بدانيد. لينك هم اضافه شد با كار