که انتظار ...

1-

در این اتاق دو متری که تخت و میز ندارد

دلم به جز تو تمایل به هیچ چیز ندارد

به هیچ چیز به جز تو ,که جزء  جزء  تو هم از

دو چشم منتظر من ره گریز ندارد

به فرض هم بگذارم به جای خالی تو عکس

چه فایده ست که حس تو ای عزیز ! ندارد

چه فایده ست که ... چه فایده ست که ... دلتنگم ..

دلم گرفته ... ببین... زنگ میزنی بتمرگم ؟

وگر نه بگذریم اسما سر ستیز ندارد

چراغ مرده ی این خانه بی تو دل نگران است

سیاه می شود و ربط به پریز ندارد

چراغ نیست ,شده روی سینه ام گل زردی

که انتظار هوای پرنده خیز ندارد

که انتظار ...

که انتظار  ...

که انتظار ...

 2-

در انتظارت مانده ام فانوس در دست

ای ناخدای مست اقیانوس در دست

من نه پری هستم نه ماهی یک زنم که

چشم انتظار یک نفر با نام مرد است

....

 

 

                                                         شارجه.22 ژانویه 2010.اسما

 

/ 88 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عه تا

سرکار خانم اسما شریف نژاد در ادامه ی بازخوانی و نقد اثار شاعران در محفل بانکول این بار شعری از زری شاه حسینی در معرض خوانش و اظهار نظر قرار می گیرد برای استفاده از نظرت منتظر می مانم با احترام

آزاد...ه!

با درود اولین پست خانه ی نوی من آماده ی پذیرایی از شماست

سورین چاقمی

سرگردانی های یک تمبر پستی ام به روز است با: چهار سوال از پیله ام از خرداد ماه امسال از شعر و یک داستان که کلماتش لحظه شماری می کنند برای نقد شما. منتظرم با احترام: سورین چاقمی

مجله ادبی عصر آدینه

دوست عزیز سلام لطفاً در جهت حمایت از مطبوعات فرهنگی ادبی مستقل لینک سایت ادبی مجله عصر آدینه را در تارنمای خود اضافه کنید. با مهر

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

کریمه ملزم

سلام دوست عزیز. شعر تان را چه گونه توصیف نمایم بسیار عالی و با مفهوم بلند و مهتویات عالی بهروز بمانید