( فال قهوه- نزار قبانی)

           کاکتوس های کال

                     دلتنگ  چشم های شماهاست

  منتظر.....

زن نشست/ با چشمانی نگران ./ به فنجان واژگونه ام نگریست/ گفت: پسرم !/ غمگین مباش / که عشق ، سرنوشت توست/ و هر کس که در این راه بمیرد؛ در شمار شهیدان است / فنجان تو دنیایی هراس انگیز است/ زندگی ات / سرشار از کوچ و جنگ./ پسرم بسیار دل می بازی / بسیار میمیری / بر تمام  زنان زمین عاشق می شوی / اما ، چون پادشاهی شکست خورده ؛ باز می گردی.

 

پسرم / در زندگی ات زنی است ، / با چشمانی شکوهمند / لبانش، خوشه انگور / خنده اش، موسیقی و گل. / اما آسمان تو بارانی است / و راه تو بسته / پسرم / دلبرت / در قصری در بسته / قصری بزرگ / با سگ های نگهبان و سربازان / شاهزاده ات خفته است / هر کس به اتاقش بخزد / به خواستگاری اش برود  / و از پرچین باغش بگذرد / یا گره گیسوانش را بگشاید / نا پدید می شود. / نا پدید می شود.  

 

 پسرم / فال بسیار گرفته ام / طالع بسیار دیده ام / اما ؛ هیچ فنجانی / چون فنجان تو نخوانده ام / و غمی ؛ چون غم تو ، ندیده ام / در سرنوشت تو عشق پیداست / اما پایت ، هماره بر لب دشنه است / همیشه چون صدف ، تنها می مانی / و چون بید ؛ غمناک / و سرنوشت توست که همیشه / در دریای عشق؛ بی بادبان باشی  

 

 پسرم / هزاران بار دل می بازی / و هزاران بار / چون پادشاهی مخلوع باز می آیی.

 

( فال قهوه- نزار قبانی)

/ 55 نظر / 17 بازدید