بوشهر، نوزده درجه سانتی گراد

سلام و سلام و سلام . ممنون از کامنت هاتون ولی نمیدونم چی کار کردم

 که یکهو پرید . آخه راستشو بخواین اول میخونم بعد تایید میکنم . دفعه ی

اولم بود راستش بعضیها که من اصلا کاری به کارشون ندارم یه کامنت هایی

 میذارن که آدم بایستی فقط بگه لا اله الا الله! بگذریم . درود میفرستم به

 همسایه های خوبم و میخوام بدونن هستم تا وبلاگ مینویسم . ببخشید اگه

 فرصت نمیکنم جواب تک تک ایمیل ها و کامنت ها رو بدم و و و

سلام حال تو خوب است ؟حال من هم نه!

اگر بگویم از این تنگ تر دلم ! کم نه!

حکایت من و تو قصه ی جدیدی نیست!

هزار نسل عقب تر شدند آدم ؟ نه!

دراز میکشم ! زل میزنم به سقف !به تو!

که طبله کرده تو را روی فعل گفتم نه!

نه پس لجی با من ! من که دوستت دارم !

به مویم از همه گلها زدی و مریم نه!

دو ساعت است که هی بغض میکنی در من

هوای صاعقه داری هوای نم نم نه!

دو ساعت است که نه! لعنتی جواب بده!

همیشه نه! نه نه نه نه !به جهنم نه!

شششششششعر  بعدی

 

بوشهر، نوزده درجه سانتی گراد

ظهر است و هیچ نیست به غیر از حضور باد

دریا ورق ورق شده از آفتاب و موج

ساحل طبق طبق شده از بچه های شاد

از گوش ماهی از صدف از قصر های شن

از لنگه کفش پوست میوه سر پماد

سنبوسه های کاغذی و آب معدنی

تا دکه ی فلافلی و روغن زیاد

ـ ای وای ! باز غرق شده کشتی شما ؟

خندید و رفت از بغلم مرد با سواد !

هی سامسونت به دست بگیر و پزش بده !

لیسانس قاب کن بغل قاب ان یکاد

انشالله مادرت اسفند دود ... شد ـ

معتاد دست برد به صندوق اقتصاد

داغ است شهرم از نفس روز نامه ها

گنگ است حجم این همه متن دهان گشاد

یک ساندویج گاز زد و باز ادامه یافت :

شاعر /کلاه /عینک آفتابی و مداد

/ 29 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی.م

اشعار قشنگ و جذابی بود /به روز نمی کنيد

مجيد اسطيری

سلام . قشنگ بودن مخصوصا دومی . راستی خانم ليدا تبيانی همشهری شما هستند ؟

علی(سرزمين دور)WwW.Sarzamine Door.Com

(عمومی)ميتوان با يک گليم کهنه - روز را شب کرد و شب را روز - ميتوان با هيچ ساخت- ميتوان صد بار هم - مهربانی را خدا را عشق را - با لبی خندان تر از يک شاخه گل تفسير کرد - ميتوان بی رنگ بود - همچو آب چشمه ای پاک و زلال - ميتوان همراه باغ ودشت بود- عاشق گل گشت بود - ميتوان اين جمله را در دفتر فردا نوشت - خوبی از هر چيز ديگر بهتر است --------- آرزوی شادکامی براتون ميکنم.روزهايتان ارغوانی باد

حبيب حسن نژاد

سلام بزرگوار ! از وبلاگتون بيش از حد لذت بردم . بازم بهتون سر می زنم . پاينده باشين. ياعلی

ارثی زاد

سلام هر چند زیاد با روش کپی- پیست برای اعلام بروزرسانی موافق نیستم ولی در این پست بنا به دلایلی مجبور بودم . پس : باغزلی بروزم و دوست دارم نظرتمام دوستان را ( چه مدرن و چه سنتی ) بشنوم. آقایان یاالله بگن خانوما چشماشونو ببندن .

حسين ديلم كتولي

سلام...با کاری برای یدالله رویایی ویک رباعی به روزم سربزن ...ممنون ..ضمنا خواندم زيبا بود

سيد مهدي موسوي

سلام عزیز... با یک شعر جدید منتشر نشده از خودم و خبرهای مربوط به نمایشگاه کتاب به روزم و منتظرت!

وحيد نجفی

سلام دوست عزيز ... (هزار نسل عقب تر شدند آدم ؟ نه)اين مصرع آدم با فعل ناخواناست . اما در آخربسيار خوب تمام شده است . اما غزل دوم : از نظر زبانی بسيار قدرتمند تر از غزل اول هستش اما يه خورده روزمره شده يعنی خواستی صميمی شه و شده اما شعريت ...قسمت نشد در نمایشگاه ببینمتون و مقصر خودتون بودید بهر حال ....سلام یعنی خداحافظ دوست عزیز .

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! وبلاگ غزل پست مدرن با كلي حرف و حديث به روز شد اما تمام اينها فرياد زير آبي ست كه...